محمدتقى نورى

133

اشرف التواريخ ( فارسي )

مصحوب كسان معتبر خود « 1 » با عريضه‌اى مشعر بر ارادت و اخلاص « 2 » انفاذ دربار جهانيان مناص « 3 » نموده ، مستدعى گرديد كه احضار او را به حضور لامع النور به طريق فتح على خان حاكم كلات موقوف دارند ، امناى دولت قاهره مسئول او را معروض و حسب التّمناى او معمول داشتند ، « 4 » مشروط آنكه در اول نوروز سلطانى « 5 » خود يا ولد خود را با منال ساليانه روانهء دربار جهان‌مدار شاهزادهء عالىمقدار « 6 » نمايد . درين باب « 7 » نيز رقم استمالت از مصدر حكمرانى به سرافرازى او صادر شد . « 8 » كسانش رخصت انصراف حاصل نمودند . « 9 » ذكر ارسال خلاع آفتاب شعاع از دربار جهان‌مطاع و فرمان واجب الاذعان واليگرى « 10 » خراسان ( 50 الف ) به نام نامى و اسم سامى شهزاده سكندر شأن چون پرتو خبر گرفتارى اولا [ د ] « 11 » و اخلاف شاهرخى و تسخير ارض اقدس به مسامع جلال وافقان حضور شاهنشاه بىهمال تافت ، آن را بعد از تأييدات سبحانى « 12 » و مساعدت بخت بلند سلطانى از « 13 » نيروى طالع ارجمند شاهزادهء « 14 » جهانبانى دانسته ، امر قدر قدر « 15 » سلطانى به نفاذ پيوست كه در تمامى « 16 » ممالك محروسه « 17 » چراغان و آذين‌بندى « 18 » ، نموده ،

--> ( 1 ) . مج : آنجا . ( 2 ) . مج : « مشعر بر ارادت و اخلاص » ندارد . ( 3 ) . مج : دربار و الا . ( 4 ) . مج : احضار او را نيز به دفع الوقت گذاشته حسب‌التمناى امراى عالىمقدار مسئول او به شرف اجابت مقرون گشته . ( 5 ) . مج : مشروط بر اينكه در اول حمل . ( 6 ) . مج : شهزاده بىمثل و بدل . ( 7 ) . مج : در اين خصوص . ( 8 ) . مج : گرديد . ( 9 ) . مج : جمله « كسانش . . . » را ندارد . ( 10 ) . مج : از دربار عالميان مطيع و جهانيان مطاع و فرمان لازم الاذعان واليگرى و صاحب‌اختيارى ممالك . ( از « و صاحب . . . » تا انتهاى عنوان در حاشيه آمده است . ) ( 11 ) . مج : « اولاد » ندارد . به جاى آن « اخلاف » نوشته شده و دور آن خط كشيده شده است . ( 12 ) . مج : به مسامع جلال و عرض خديو دريا نوال دشمن شكر رسيد ، آن را از مواليد تأييدات يزدانى . ( دور « دشمن شكر » خط كشيده شده است . ) ( 13 ) . مج : « سلطانى از » ندارد . « و نيروى . . . » . ( 14 ) . مج : شهزاده . ( 15 ) . مج : اوامر عليه . ( 16 ) . مج : كه تمامى بلاد . ( 17 ) . مج : محروسه را . ( 18 ) . ملك : آزين‌بندى .